آمدی, جانم, به قربانت, ولی حالا چرا
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی,
سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا
| شهریار |

حرف های یک دل...
ما را در سایت حرف های یک دل دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 222